ADs
ارزان و بازده بالا



تبلیغات متنی
http://www.Bo3e.com/

سایت عاشقانه


http://bo3e.com/ads/
سایت تفریحی


گالری عکس عاشقانه


دانلود فیلم


سئو سایت


سفارش تبلیغ متنی




ابزار عاشقانه
http://bo3e.com/wp-content/uploads/D.f3.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/style-ax-cod.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/%DA%A9%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D9%82%D9%84%D8%A8.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/cod-mos-bo3e.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/BARG.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/cod-terakidan-hobab-ghalb-va-gol-dadan.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/cod-mos-bo3e.gif


تبلیغات

کمک به خیریه همت

تبلیغات ارزان


داش حسین
پنج شنبه, خرداد 23ام, 1392

 

یکی بود یکی نبود،توی هزاران قصه و داستان زندگی . . .

توی زندگی روزمره ی دنیا،میون کوچه پس کوچه های مشکلات زندگی  مثل همیشه پسری عاشق دختری شد !

قصه،قصه ی ایناست . . .

تو این قصه خبری از عشق بازی روز مره نیست !

خبری از دور دورای توی خیابونا نیست !

خبری از خیانت یا افسانه هم نیست . . .

ghese1mard_bo3e com

 

 » پیشنهاد میکنم این داستان آموزنده رو کامل بخونید «

 

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطالب بروید

 

 

این قصه ی زندگیه یه پسـری که عاشق آروم و ساکت بودن دختری شده . . .

بعد چند وقت که خانواده پسر فهمیدن و خواستن برن خواستگاری . . .

پسر رفت تا به عنوان اولین نفر اونو باخبر کنه و به دختر بگه . . .

وقتی گفت رنگ رخسار دختر پرید،پیشونیش خم برداشت !

پسر پرسید خوشحال نیستی ؟ !

دختر حالش رو قورت داد و گفت نه دیوونه خوشحالم،فقط دیرم شده باید برم و رفت !

دو روز بعد که پسر دختر رو دید غم تو چهره ی دختر بود و حتی بغض تو گلوش نشسته بود . . .

روی یکی از نیمکت های شهر فرنگ پسر برای اولین بار دست دختر رو گرفت . . .

و به گرمی فشرد و آروم و عاشقانه گفت : ” چی شده عزیزم ؟ ! “

دختر که گویی آغوش همدمی پیدا کرده بود پسر را بغل کرد و گفت و گفت و گفت . . .

از زندگیش گفت،گفت که وقتی کودک بوده پدرش رو از دست داده !

گفت من موندمو مادرم و با رفتن پدر وضعیت مادیمون خوب پیش نرفت و هر روز بد تر شد !

و تا به این روز مادرم منو با پینه های مردونه ی دستاش بزرگ کرده . . .

خونه ی کوچیکی داریم ” حرف های دختر همراه هق هق بود” !

ادامه داد : جز یک عمو که بدلیل کدورت گذشته رابطه ای با ما  نداره کس دیگه ای نداریم . . .

گفت:جهـازیـ . . . ! که پسر حرفش را قطع کرد و گفت:آروم باش عزیزم !

بعد اشکهای دختر رو پاک کرد و پیشونیش رو بوسیدو گفت :

من وقتی عاشقت شدم کنارت نه خانه ای داشتی نه پولی !

خودت بودی و خودت  . . .

بعد از چند لحظه سکوت پسر ناگهان گفت میشه بریم خونتون دیدن مادر ؟ !

دختر به من و من افتاد و پسر ادامه داد و دست دختر را کشید و رفتن . . .

رفتن و رسیدن به خونه ی دختر تو پایین شهر و کوچه پس کوچه های آجری و گِلی !

از در کوتاه و کوچیک خونه وارد دالان شدن . . .

دختر اول رفت و با مادرش که داشت چادرشو رو سرش مرتب میکرد اومد بیرون . . .

مادری که رنج ها اثرشو رو صورتش گذاشته بود و پیرش کرده بود با نفسی گرم گفت:خوش اومدی پسرم بیا تو !

رفتن داخل،خونه فقط یه اتاق تقریبا طویل بود که تهش با پرده جدا شده بود برای آشپز خونه و دکوراسیون اینجا معنی نداشت و خیلی ساده بود . . .

بدلیل درد پای مادر سماور اینور کنار متکاها بود،با همه اینا یه بوی خوشی توی خونه جاری بود بهتر از گلاب !

مادر خوش آمدگویان کنار سماور نشست و قوری رو برداشت تا چای بریزه . . .

پسر کاملا رنگ شرمندگی و خجالت مادر را ” بخاطر دخترش ” زیر چادرش معلوم بود رو میدید !

نزدیک مادر شد و صدا زد ” مادر ” و مادر روش رو برگردوند و پسر دست لرزون و پینه بسته ی مادر رو گرفت و بوسید . . .

اشک تو چشای پسرجاری بود ولی نه از غم بود نه از شوق !

گفت:مادر چه چیز دنیا باعث شده رنگ شرمندگی روی گونه هات باشه ؟

پسر ادامه داد:مادر دنیا کوچیکتر از این خونس،دنیا بی ارزش تر از پینه ی دستاته،بی ارزش تر از اشک چشاته،نبینم غم دنیا داشته باشی . . .

حاضرم هرچی دارم رو بدم عوضش بتونم هر روز این دستایی که عشق من رو بزرگ کرده ببوسم !

عشق و شادی و خوشبختی و هر چیز خوبی که هس تو همین خونه ی کوچیکه،تو چشای توئه مادرم . . .

پس به روی ما بخند و راضی باش ازمون تا ضامن خوشبختیمون باشه !

پسر بلند شد و گفت فردا واسه خواستگاری میایم و خداحافظی کرد و رفت . . .

( حال و احوال خونرو نمینویسم،نمیتونم بنویسم چون وصفش توی کلمه ها نمیگنجه! )

فردا شب شد و دختر حال و هوای دخترانگی داشت،میخندید و استرس داشت !

مادر هم از دیدن او خندان و راضی دستاش را رو به آسمون بلند کرد و خدارو شکر گفت . . .

پسر با یک دسته گل و یه جعبه شیرینی همراه پدر و مادرش آمد خواستگاری و شبی پر از خنده و رضایت برای همه بود . . .

گویی اون شب،شب مهمونی فرشته ها بود !

در انتها هم پسر و دختر ازدواج کردن در عین سادگی و خوشبخت شدن !

 

× خوشبخت بودن تو هر شرایطی امکان پذیره بستگی به این داره که تصور ما از خوشبختی چیه ؟ !  پول و ماشین یا لبخند عشق ! ؟ ×

 

داستان بالا توسط دوست خوبم » امیـد ســآنـتے مـآنتـــآل ” نوشته شده و جا داره همینجا ازش تشکر کنم واس این داستان زیباش .

 

 


نظرات

29 پاسخ به “قصه ی یک مرد”

  1. نــ ـــ ـــیـــ ـــ ـــلـــ ــــ ـــی می‌گه:

    Yes بسیار عالی Grin

  2. Rose کـاشکی هرکـی میخونہ اینو بتونہ باسش مفـید بـاشہ Heart

  3. فـ ـآطی می‌گه:

    واقعـ ـآ لایک داره امیدی Yes Frown In Love

    دستت توهم درد نکنه داداش حسین Grin Kiss Wink

  4. bahar می‌گه:

    khoshbakhti to pol nist
    adam vaghti knare kasi k dostesh dare bashe sakhtiyaro b khatere on tahamol ine
    kasi khoshbakhte k hamsafare zendegish asheghesh bashe
    na inke vase polesh ono bkhad

  5. ستاره می‌گه:

    اما تو عالم واقعیت حتی اگه خود پسره هم بخواد معمولا خانواده اش نمیزارن!!! Big Frown

  6. پریا می‌گه:

    چــﮧ ڪَــســــﮯ بَرآﮮ عِشــــ ــــــق بــــــازﮮ مَ ـטּ ..

    شـــِـــعــــــر ِاَتـــَـــل مـــَـــتَل خوآنـפ؟

    ڪـــــﮧ پــــآیَت رآ بــﮧ رآحَتــــــﮯ اَز زِنـפگیَم وَرچیـפﮮ .. Yes

  7. نسیم می‌گه:

    گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

    از هرچه زندگیست دلت سیر میشود

    کاری ندارم از که ،کجایی،چه میکنی

    بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود…

    Dead Rose

  8. david می‌گه:

    _____8888888888____________________
    ____888888888888888_________________
    __888888822222228888________________
    _88888822222222288888_______________
    888888222222222228888822228888______
    888882222222222222288222222222888___
    8888822222222222222222222222222288__
    _8888822222222222222222222222222_88_
    __88888222222222222222222222222__888
    ___888822222222222222222222222___888
    ____8888222222222222222222222____888
    _____8888222222222222222222_____888_
    ______8882222222222222222_____8888__
    _______888822222222222______888888__
    ________8888882222______88888888____
    _________888888_____888888888_______
    __________88888888888888____________
    ___________8888888888_______________
    ____________8888888_________________
    _____________88888__________________
    ______________888___________________
    _______________8____________________

  9. fermesk می‌گه:

    ممنـون داستـآن خیـلی قشنگـی بود In Love Kiss Heart Rose In Love Present

  10. heliyaaaaa halaaaaa می‌گه:

    eh che ajab ye dastan khondam ke akharesh khooob booooood
    khosheman amaaadGrinGrin

  11. مصطفی می‌گه:

    سلام واقعا زیبابود دم همتون گرم من واقعا بغض تو گلوم بود ولی نمیتونستم بترکونمش Dead Rose

  12. avaii می‌گه:

    Grin خیـــلی هَمـــ خوبــ بود Grin

  13. sony.03 می‌گه:

    واقعی بود….اخه تو این دورو زمونه همچین پسرایی کمه

  14. احسان می‌گه:

    عـــــــــــــــــــــــالی بود … مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette