ADs
ارزان و بازده بالا



تبلیغات متنی
http://www.Bo3e.com/

سایت عاشقانه


http://bo3e.com/ads/
سایت تفریحی


گالری عکس عاشقانه


دانلود فیلم


سفارش تبلیغ متنی




ابزار عاشقانه
http://bo3e.com/wp-content/uploads/D.f3.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/style-ax-cod.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/%DA%A9%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D9%82%D9%84%D8%A8.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/cod-mos-bo3e.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/BARG.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/cod-terakidan-hobab-ghalb-va-gol-dadan.gif
http://bo3e.com/wp-content/uploads/cod-mos-bo3e.gif


تبلیغات

کمک به خیریه همت

تبلیغات ارزان


داش حسین
یکشنبه, فروردین 18ام, 1392

 

حدودای ساعت 10 صبح بود داشتم تو چند تا کوچه بالاتر از خونمون قدم میزدم ؛

 

از سر بی حوصلگی هر چیزی توجه منو به خودش جلب میکرد !

 

یهو چشم  به حجله عزایی که کنار در یکی از خونه ها برپا شده بود افتاد !

 

اصولا از این لحظه ها خوشم نمیومد و همش با عجله صحنه رو ترک میکردم . . .

 

اما اینبار با بقیه دفعات یه فرقایی داشت !

 

رو حجله عکس یه جوون 16 / 17 ساله چسبیده بود !

 

دوروبر حجله چهار پنج نفر از رفیق هاش که اونام کم سن و سال بودن زانو غم گرفته بودن !

 

دلم نیومد ساده بگذرمو برم !

 

رفتم نزدیک تر باهاشون دست دادمو تسلیت گفتم . . .

 

داستان غم انگیز خودکشی نوجوان17ساله

 

 » پیشنهاد میکنم این داستان رو کامل بخونید «

 

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطالب بروید

 

 

بعد از خوندن فاتحه برای شادی روحش،یکی از رفیقاش رو کشیدم کنارو پرسیدم چطور فوت کرده؟تصادف کرده؟!

اونم با یه نگاه به حلقه ی توی دستم ازم پرسید متاهلی داداش؟گفتم آره،چطور؟

گفت ایشالا خوش بخت بشی؛گفتم فدات . . .

بعد از چند ثانیه سکوت بهم نزدیک تر شد و گفت:قرص خورد،60 تا ترامادول انداخت بالا و مارو تنها گذاشت!

کمی خودمو عقب کشیدمو پرسیدم آخه چرا؟!

گفت:1سالی میشد به یه دختر علاقه شدیدی پیدا کرده بود جوری که حاضر بود براش جونشم فدا کنه . . .

چند باری بخاطر دختره با خونوادش بحثش شده بود،یکی دو بار هم با پدر دختره دهن به دهن شده بود . . .

خلاصه نه خونواده خودش راضی بودن که این دو تا عاشق به هم برسن و نه خونواده دختره . . .

من سرمو به نشانه ناراحتی تکون دادمو سکوت کردم تا ادامه حرفاشو بزنه،رفیقش آهی کشید و ادامه داد:

چند هفته پیش که با رفقا از سر الافی تو پارک جمع شده بودیم میگفت که اگه بهم ندنش خودمو میکشم(اما همه ما از کنار حرفش با چند تا نصیحت کوچیک و چند تا خنده ساده گذشتیم)!

بچه بدی نبود،همه ازش کم و بیش راضی بودن،اما حالا بخاطر کاری که کرده نظر مردم نسبت بهش عوض شده!حالا بگذریم که چه بلاهایی رو سر دختره اومده و میخواد بیاد!

روی آگهی ترحیمش نوشته بود که امروز سومین روز درگذشتشه و ساعت 3 بعدظهر مراسمی تو مسجد محلشون براش گرفتن . . .

با رفیقش خداحافظی کردمو به قدم زدنم ادامه دادم،بعد از چند دقیقه اشکم دراومد و خدا رو شکر کردم که منو به عشقم رسونده.

ساعت 3 یه پیرهن تیره تنم کردمو رفتم داخل مراسمش،بعد از تموم شدن مراسم به سمت رفیق “دوست مرحوم که صبح باش حرف زده بودم” رفتم و باهاش رو بوسی کردم . . .

ازم تشکر کرد که تو مراسم دوستش شرکت کردم و ازم خواست که برای آمرزشش دعا کنم و بعد هم خداحافظی کردیمو از مجلس خارج شدم.

با خودم تو دلم حرف میزدم،میگفتم چه فایده ای داره که براش فاتحه بخونم!چه فایده ای داره که برای بخشش دعا کنم!

. . . و آیا خدا او را مورد آمرزش و رحمتش قرار میده یا نه؟!

وقتی زمزه های افرادی که تو مراسمش شرکت کرده بودن تو گوشم میپیچه از همه چی بدم میاد . . .

برای شادی روحش صلوات میفرستادن اما بعد از تموم شدن ذکراشون شروع به جانماز آب کشیدن میکردن . . .

واقعا خیلی دلم گرفت از پچ پچاشون!

* من هرگز نمیگم کار این پسره 17 ساله درست بوده،خودکشی به هر دلیلی هم که باشه حرام و مجازات سختی در پی داره اما کاش بجای حرف زدن پشت مرده و تریپ مرجع تقلیدی ورداشتن،قبل از وقوع این حادثه راهی جلو پای این جوون میذاشتید!

کاش چند تا ریش سفید جمع میشدن و این نوجوون رو که تو دام عاشقی افتاده بود با زبون خوش نصیحت میکردن!و یا حتی “کاش” بجای سخت گیری های بجا و بی جا دست این دو تا عاشق رو بهم میرسوندن!

واقعا نداشتن کار و پول و سن مجاز ازدواج ارزش از دست دادن یه جوون رو داره؟!

باز هم اضافه میکنم که من هم مخالف حرکت اون پسر هستم اما حتما راهی جز خودکشی جلو پاش نمونده بود که دست به این عمل ناپسند زد!

واقعا آدم زبونش از کار میوفته!نمیدونه بگه “خدا بیامرزتش یا نیامرزتش” ؟!؟

” این داستان کاملا واقعی واقعی واقعی و در تاریخ 91/7/10 اتفاق افتاده بود “

دلم کلی گرفت موقع نوشتن این داستان غمگین و تلخ،امیدوارم درس عبرتی واس آینده شه نه اینکه مد شه هر کی عاشقه و به عشقش نرسیده بزنه تو خط خودکشی!

+ هدفم از نوشتن این داستان صرفا ارسال یک پست ساده نبود ، امیدوارم تونسته باشم با انتشار این داستان تلنگری هرچند کوچیک رو مخ بضا زده باشم . یا علی

 


نظرات

558 پاسخ به “داستان غم انگیز خودکشی نوجوان17ساله”

  1. سهیل می‌گه:

    سلام من از لحاظ روحی کاملا نابود شدم همه حتی پدر و مادر ترکم کردند اگه کسی میتونه از لحاظ روحی کمکم کنه و منصرفم کنه که خود کشی نکم به ایدی زیر در تلگرام بیاد
    @soheilczar76

پاسخ دهید

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette